تبليغاتX
حرکت از درون

حرکت از درون

مقصود از خود سازي اين نيست كه يا همچون مرتاضان و راهبان و عابدان مذهبي مجرد از ديگران مجرد از زمان و مجرد از همه ي رابطه هائيكه ميان خود و جامعه هم هست و هم بايد باشد خويش را بر اساس ارزشهاي خيالي ذهني مورثي فرقه اي يا قومي و يا ايده آل هلي ويژه اي كه در اخلاق روحاني و صوفيانه هست بارآوريم و يا همچون ماركسيستها خود سازي را تنها وسيله اي براي آمادگي شركتمان در يك حركت سياسي تلقي كنيم . بلكه در عين حال خود سازي عبارت است از : خويش را انقلابي بار آوردن به عنوان يك اصل و يك اصالت و يك هدف يعني" به جوهر وجودي خود تكامل بخشيدن" كه لازمه ي آن شركت در سرنوشت مردمي است و انسانيت و تكامل وجودي ما آنرا ايجاب مي كند .

لازمه ي خود سازي لازمه اش پرداختن به اين اصول است :

1. انسان در مسير تاريخي و در تغيير نظام اجتماعي خويش نقش دارد .

2.انسان نمي تواند در يك انقلاب اجتماعي صادقانه مطمئن و تا نهايت زاه وفادار و راستين بماند مگر اينكه پيش از آن و هماهنگ با آن خود را انقلابي ساخته باشد و بسازد

3.انسان هم به معني فرد و هم به معني گروه هميشه و مطلقا زاييده و پرورده ي محيط نيست .

نظر من از خود سازي الگو گرفتن از ساير مكاتب الهي و بشري و يا الگو گرفتن از فرد و ملت نيز نيست من نمي خواهم پايه ي مكتب شناسي خود را بر روي شالوده ي كسي يا چيزي بنا كنم ونمي خواهم تا به مصلحت كسي يا حزبي نيز انقلابي شوم .

"لقد خلقنا الانسان في احسن تقويم ثم رددناه اسفل سافلين "

"انسان را در استعداد و امكانات تكامل در عاليترين درجات اندازه گيري علمي خلق كرديم سپس او را به پست ترين درجات پست باز گردانيديم "

انسان بالقوه يم پديده ي مافوق است اما بالفعل يك پديده ي مادي و خاكيست .

 مي خواهم یاد بگیرم چگونه از خاك به خدا برسم .

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 23:15  توسط سعید  | 

حل يك شبهه :

ممكن است كساني چنين بهانه اي را دستاويز خودشان قرار دهند كه تلاش براي حل يك مسئله در صورتي مطلوب است كه انسان اميدي به يافتن راه حل آن داشته باشد ولي ما چندان اميدي به نتيجه ي انديشيدن درباره ي دين و مسائل آن نداريم و از اينروي ترجيح مي دهيم كه دقت و نيروي خود را صرف كارهايي كنيم كه اميد بيشتري به نتايج آنها داريم .

در برابر چنين كساني بايد گفت :

اولا : اميد به حل مسائل اساسي دين به هيچ وجه كمتر از ديگر مسائل علمي نيست و مي دانيم كه حل بسياري از مسائل علوم در سايه ي دها سال تلاش پيگير دانشمندان ميسر شده است .

ثانيا : ارزش احتمال تنها تابع يك عامل ( مقدار احتمال ) نيست بلكه مي بايست مقدار تحمل را نيز در نظر گرفت مثلا اگر احتمال سودي در ارتباط با فعاليت اقتصادي 5% باشد و در مورد فعاليت ديگر 10% باشد اما سود تحمل در كار اول 1000 ريال و در كار دوم 100 ريال باشد كار اول پنج مرتبه بر كار دوم برتري خواهد داشت . با اينكه مقدار احتمال كار اول نصف احتمال كار دوم است.

و چون منفعت احتمالي پي جويي دين بي نهايت است . هر قدرهم احتمال دستيابي به نتيجه قطعي درباره ي آن ضعيف باشد باز هم ارزش تلاش در راه آن بيش از ارزش تلاش در هر راهي است كه نتيجه محدودي داشته باشد . و تنها در صورتي ترك پژوهش درباره ي دين عقلا موجه است كه انسان قطع به نادرستي دين يا غير قابل حل بودن مسائل آن داشته باشد .

اما چنين قطع و اطميناني از كجا بدست مي آيد ؟

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 21:56  توسط سعید  |